پنج روز مانده به عيد آقاي همسر با خانم خيلي مهربان شده و كلي برايش خريد كرده و توي خانه تكاني كمك بيدريغ.
بليط رفت و برگشت را هم گرفته و يك گوشهاي تاريخ و زمان حركت را نوشته تا فراموش نكند. خانم هم خركيف شده كه خدا رو شكر شوهرم سر به راه شده و ذوق زده از اينكه بعد از چند سال ميتواند مجردي برود سفر (البته آقا بخاطر مشغله كاري نميتواند خانم را همراهي كند.)
خانم كه پايش را ميگذارد بيرون آقا گوشي را برميدارد و به دافش زنگ ميزند كه آره الان وقتشه و بقيه ماجرا را خودتون ميدانيد. بعد هم يك روز مانده به آمدن خانم جان، نه نصف روز مانده، خوب چرا ميزني يك ساعت قبل از رسيدن او خانه را مثل روز اولش ميكند و آخرين وداع را با داف جان.
اينجا را داشته باشيد، تا برگرديم عقب به زماني كه همسر باوفا، پايش را گذاشت بيرون و خوشحال از اينكه بدون دادن باج به شوهر به سفر آمده و بدون غُر زدن او
چُسان فسان ميكند و
شماره ميگيرد و
يك ده سالي سنش را پائينتر ميگويد و
با يك پسر كوچكتر از خودش رو هم ميريزد و
خلاصه اينقدر حال و هول ميكند كه وقتي برميگردد تمام بيوفاييها و بي بند و باريهاي آقا را فراموش كرده و تحملش براي زندگي بيشتر ميشود.
البته بر همه مبرهن و آشكار است كه اين كارها فقط و فقط براي استحكام خانواده است .براي وقتي كه به آغوش گرم خانواده برميگردند انرژي كافي را داشته باشند.
-------------------------------------------------
پ ن : اگر توي تعطيلات رفتيد شمال و هوس يك كافي شاپ دنج كرديد بريد «بسكين رابينز »
افتتاح دوشنبه 27 اسفند، ساعت 7 شب ، آدرس: جاده بابلسر ، روبروي دريا كنار .
