هر دو هفته يكبار با بچهها دور هم جمع ميشويم و داستان ميخوانيم. هر كس داستان نياورد، براي تنبيه بايد به تعداد بچهها كتاب بخرد. امروز با اين كتابها آمدم خانه.
كافهي پري دريايي / ميترا الياتي
ها كردن / پيمان هوشمندزاده
ميراث/ هاينريش بُل
آخ كه چقدر كتاب مفتي حال ميده.

توي آموزش روانشناسي يونگ به مبحث «جنگجو» رسيديم. جاي همه شما خالي است.

هفته پيش شب خوبي را سه تايي پشت سر گذاشتيم. تا پاسي از شب گپ زديم، پشت سر وبلاگ نويسها حرف زديم،( آخ چه حالي ميده غيبت كردن ) از همه چي و از همه جا.
دوست داشتم بماني اما تو بنا به تعارفات ايرانيها رفتي. موقع رفتن نميدانستي اين خوشيهايِ دم دستي و اين هم دليها را بايد كش داد تا ادامه پيدا كند. شايد اين دمها ديگر تكرار نشود.

يكي از دوستان قرار است بعد از ماه رمضان يك دوره خلاقيت در نويسندهگي برايمان بگذارد. مي دانم كه خيلي مفيد خواهد بود. بي صبرانه منتظرم تا شروع شود.

از بامبو خوشم ميآيد. دوست دارم 3 تا از آنها را داشته باشم. نه يكي، نه دو تا، نه چهار تا، دقيقاً 3 تا. خرافاتيها ميگويند كسي نبايد براي خودش بامبو بخرد. اگر اينكار را بكند، بد ميآورد. فقط بايد هديه بگيرد.
از خرافات بدم ميآيد تا آنجا هم كه بتوانم سعي ميكنم خرافاتي نباشم. اما نميدانم چرا اين خرافه را دوست دارم، قبول كنم. يك جورهايي غلغلكم ميدهد. وقتي آمدي خانهمان يادت باشد من در اين زمينه كاملا خرافاتي هستم.
كاش يكي هم پيدا ميشد ميگفت گلدانش را هم اگر بخري سوسك ميشوي. بعدا مجبور ميشدم گلدانش را هم هديه بگيرم.

سه شنبه گذشته دكتر نجوميان در شهر كتاب زرتشت راجع به نشانه شناسي در عنوان بندي فيلمها صحبت كرد. همه صحبت هايش به كنار و آن تيتراژ فيلم هفت به كنار. هوس كردم دوباره فيلم هفت را ببينم.

حال خوب داشتن و غرق شدن در خوشيهاي كوچك و بزرگ لذت دارد.
دوست دارم تو و بقيه دوستان هم توي اين حالها با من شريك باشيد. دوست ندارم غصه گذشته و آينده نيامده را بخوري. بيا توي حال زندگي كنيم. بيا سرخوش باشيم. بذار مردم بگويند اينها خُل هستند. آدرس دكتر«م» را گرفتم. معجزهاش را هم ديدهام كه راست راست جلويم راه ميرفت و از سلامتش لذت ميبردم. ميخواهم يكبار ديگر معجزه دكتر را ببينم و تو را به من و اين دنيا برگرداند. اصلا گور باباي دنيا، اصل دل من است كه حال خوب تو را ميخواهد.

يك برنامه نثرخواني هست بنام تخته سفيد كه يك عده جوان اهل ذوق سه ماه است كه راه انداختهاند. مراسم در فرهنگسراي فدك در آخرين چهارشنبه هر ماه اجرا ميشود. كارشان برايم جالب است ولي بي نظميشان من را كشته. مثلا ديروز بدون اينكه اعلام كنند مكان برنامه عوض شده بود و آن را انتقال داده بودند به جاي ديگر.