تبليغاتX
Free counter and web stats خلوت ليلا - بازي «به چه دل خوش هستيد و چه وقت» به دعوت پونه عزيز

خلوت ليلا

ياد‌داشت‌هاي شبانه من

 

دلم خوشه به نوشتن و نوشتن و باز نوشتن.

 دلم خوشه به انتظار كه نمي‌دونم كي به سر مي‌رسه.

دلم خوشه به آمدن فصل پائيز كه فصل خودمه.

دلم خوشه به كافه . . . و ديدن زماني،‌ عقيده، بيداء، زهره، شيداب، خليلي،‌ پوردانا و  مجتبي عزيز كه تا چند ماه ديگر برمي‌گردد.

دلم خوشه به اينكه سنگ صبور ديگران باشم  و هيچوقت كسي سنگ صبور من نباشه.

 دلم خوشه به تابلوهايي كه هديه مي‌گيرم. 

 دلم خوشه به مهر زدن به اول و وسط و آخر كتاب‌هاي داستانم تا دوستان وقتي آنها را كش رفتند با ديدن اسمم عذاب وجدان بگيرند و كتاب‌ها را پس بيارند.

دلم خوشه به سرخوش بودنم.

 دلم خوشه به زماني كه وقتي از دست بر و بچه‌هاي روشنفكر خسته شدم، ‌بيام توي مهموني‌هاي دوستانه بچه‌هاي مشنگ خودم و رها بشم از هر چيزي و خوش بگذرونم. (ماهي يك بار براي من كافيه شما را نمي‌دانم.)

دلم خوشه به نگاه كردن گاه و بي‌گاه آلبوم‌هاي عكس و يادآوري خاطرات.

دلم خوشه به شما كه مي‌آييد و اين اراجيف را مي‌خوانيد و مي‌رويد.

دلم خوشه به يك چيزهايي كه اينجا نميشه گفت.

بر و بچ زير به بازي دعوت مي‌شوند.

 صامت، سعيد كيايي، پاتيناژ، افشين،  فهيم، نگين ، عادل، فرزانه ، گوربان ، سروش

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 23:22  توسط خلوت لیلا  |